عشق یعنی مامان هنوز ی لیوان بیشتر برنج خیس میده واسه مردی که دیگه هرگز نمیاد... این ترانه بمونه به یادگار برای پدرم ازینجای دنیا نگاه میکنم ازینجا که دنیا پر از غم شدهازین روزگار پدرسوخته که سهم پدر از سرم کم شده ازینجای دنیا نگاه میکنم که نیستی و انگار معمولیهجهان هی هدر میره تو دستمون، هوا مون پر از بوی بدقولیههنوزم صبحا توی نونواییا صف سنگک و نون خاشخاشیههنوزم همونجا که دوس داشتی، درستش نکردند و قیر پاشیههنوزم مامان توی آشپزخونه، ی پیمونه بیشتر برنج خیس میدههنوزم با اینکه نموندی بابا، چشامون از این رفتنت ترسیدهازینجای دنیا نگاه میکنم، ازینجا که نیستی و معمولیهازینجا که غم روی غم اومده، ازینجا که هوامون پر از بوی بدقولیههنوزم همه توی صف وایمیسن، صف روغن و مرغ و قند و شکرهنوزم با بنزین لیتری... چقدر، سراسیمه دارن میرن به سفرهنوزم قشنگی توی قصه هاست، تو دنیا فقط اسم زیباییهواسه مردمی که تو صف میمیرن، نمردن خودش اصل میراییههنوزم همون شهره با مردمش، همون مشکلات و همون دغدغههنوزم همونه دلت تنگ نشه، زیر پای مردم هنوزم لقه موناگلناز#شعر #ترانه
برچسب:
نویسنده: آروین جعفرینژاد
تاريخ: پنجشنبه
9 تير
1401 ساعت: 9:52